ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 19 روز سن داره

پسمل مامانی و بابایی

روزانه ها با پسرم...

1390/10/21 20:18
نویسنده : ندا
310 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به نفسم

میخوام از این روزات بگم که همیشه یادم باشه که چه با لذت از پیشرفتهات شگفت زده می شدم...

بغلت که می کنیم دوست داری پشت به کسی باشی که بغلشی، تا بتونی اطرافتو کامل ببینی؛

به بغل غلت می زنی؛ لثه پایینت سفید شده؛ مثل بزرگها می خوابی؛

دستات و باز و بسته می کنی و به حرکت انگشتهات با دقت نگاه می کنی؛ حسابی دو دستی دست می خوری؛ آب دهنت هم که حسابی به راهه؛

به سمت اشیا دو دستی دست دراز می کنی؛ وقتی دمری سعی می کنی به سمت جلو بری؛

جیغ می کشی؛ الکی گریه می کنی و خیلی جالب می تونی الکی سرفه کنی؛

حسابی لوس می شی؛ جاتو که عوض می کنم یدفعه یادت می افته بازی می کنی و تقلا می کنی؛

دستها و پاهات و بالا میاری سیخ می کنی یعنی بیا بغلم کن؛ به هر لبخندی سریع جواب میدی؛

گاهی بغل کساییکه دیر به دیر می بینی غریبگی می کنی؛

غر می زنی؛

به اسمت واکنش نشون میدی؛

جغجغه هاتو به اطراف پرتاب می کنی؛ با بابا محسن حسابی گرم می گیری و کلا با مامان جون و بابا محسن از همه بیشتر صحبت می کنی؛

هفته ای 2 بار تقریبا ناخنهاتو میگیرم؛ وقتی گرسنه ای به سمتت که میام دست و پا میزنی و خوشحالی می کنی؛

وقتی می ایستی خیلی خوشحالی می کنی و هیجان زده می شی؛

عاشق عکس انداختنی؛

فوت که می کنم تو صورتت خیلی خوشت میاد...

هر روزت با روز قبل برام متفاوتی همیشه دوستت دارم و برات می میرم...

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (10)

مامان تربچه
21 دی 90 22:02
معلومه روز به روز داره بزرگ تر میشه
مامان نگین
22 دی 90 0:38
به به مامانی. چه گل پسر زرنگی داری. عزیزم چقدر دوست دارم آقا ابوالفضلو ببینم و بغلش کنم و فشارش بدم. ندا جون از طرف من ی گاز محکم ازش بگیر. ممنون


ایشااله کرج اومدی یه قرار با هم بزاریم، قربونت
سمانه مامان پارسا جون
22 دی 90 0:53
حالا کجاشو دیدی ندا جون ازین جیگتر هم میشه گل پسرت


وای که دلم داره غش میره
مریم خاله خاله ی ابوالفضل کوچولو
22 دی 90 12:00
جیجیلیه دیگه... واقعا هر روزش با روز دیگه متفاوته برای همینه که یه روز که نمیبینیمتون از حال میریم... خیلی ماشالله بچه ی باهوشیه خاله یعنی داری دندون در میاری ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ دوستت ارم خدانگهدار
مریم خاله
22 دی 90 14:46
:
مامان ماهان
22 دی 90 15:38
ای جونم چه کارای خوشگلی یاد گرفتی عزیزم قدر این لحظات زیبا رو همیشه بدون بوووووووووووووووووووووووس


چشــــــــــــــــــــم
مریم مامان عسل
22 دی 90 15:52
وای فدای این شیرین کاریها و تواناییهات بشم خاله جونم. عکسای خوشگلتم دیدم ابوالفضل شیرینم. مثل همیشه دلم واست غش و ضعف رفتتتت!


مرسی مامانی
asal
22 دی 90 16:20
ماشاءالله به این آقاپسر گل که اینقدر پیشرفت کرده.


مرسییییییییییییی
منــــــــــــا خاله دوست دارم
22 دی 90 18:30
سلام خاله خیلی ما هم هیجان زده هستیم وقتی تغییرات روز افزونت رو می بینیم گاهی اوقات باورم نمیشه یعنی ابوالفضل اون کوچولوی تازه تشخیص داده شده با بی بی چک یه روزی واسه ی خودش مردی می شه و چوانمردی قهار خاله جون عاشقانه عاشقانه عاشقانه دوستت داره اینو از یاد مبر هرگز جیجیلی مامان جیجیله
مامان گیسو
24 دی 90 21:16
ای جانم خدا حفظت کنه فرشته کوچولو
بوسسسسس


بوس